ابراهيم عاملي ( موثق )
517
تفسير عاملي ( فارسي )
و ياد خلق و غير حقّ تيرگى است چون قابل زوال و نيستى و بدى است ، پس آنكه از ياد حقّ بى خبر شد و به ياد خلق افتاد . در ظلمت است و تيرگى و آن خود بالاتر غفلت است و جمله ى بعد « وَاتَّبَعَ هَواه » نشان ميدهد كه مقصود از غفلت دل پيروى خواسته هاى زندگى است . « قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ » 29 مقصود از حقّ قرآن است ، زجّاج گفته است : يعنى گفتار پيغمبر از سوى خدا است و حق است و درست نه بميل خود ديگرى گفته : حقّ و حقيقت از سوى خداوند نمودار شد و راهى براى شكّ و دو دلى نماند . « وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ » 32 ابو الفتوح نوشته : گفتند : اين آيات در حقّ دو برادر آمد از اهل مكّه از بنى مخزوم يكى مؤمن و يكى كافر ، و گفتند : آيات بر سبيل مثل در رسول آمد و مشركان مكّه گفتند : اين مثل براى عيينة بن حصن زد و براى سلمان فارسى كه قصّه ى ايشان برفت خداى مثلى زد ايشان را به دو مرد در بنى اسرائيل ، دو برادر يكى مؤمن و يكى كافر . « وَكانَ لَه ثَمَرٌ » 32 مجمع : كلمه ى ثمر با فتح ثاء و ميم است و هم با ضمّ هر دو با ضمّ الثّاء و سكون ميم قرائت ابو عمرو است . طبرى : در معنى اين جمله اختلاف است : 1 - يعنى او طلا و نقره داشت ، 2 - انواع مال و سرمايه داشت 3 - باغ و درخت او ميوه داشت . « لكِنَّا هُوَ اللَّه رَبِّي » 38 طبرى : كلمه ى « لكِنَّا » « 1 » دو جور قرائت شده است ، اوّل با الف آخر كه چون در معنى « لكن انّا » مىباشد همزه ى « أنا » ساقط شده است و بجاى آن الف به آخر افزوده شده و هر دو نون ادغام شده است ، قرائت دوّم « لكن » با تشديد نون و بدون الف زائده آخر و معنى اين است : ولى من ميگويم او خداى من است . « وَيُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ » 40 طبرى : يعنى خدا بر آنها عذاب
--> ( 1 ) در كتابت « لكِنَّا » به اين صورت همه اتفاق دارند اما در قرائت چنان كه در متن است اختلاف دارند و آنان كه « لكن » خواندهاند جايز ندانستهاند صورت كتابت را تغيير دهند تا قرآن از تصرّف و تحريف مصون ماند و اين خود دليل مواظبت مسلمانان است در حفظ الفاظ قرآن ( مصحّح ) .